تبلیغات
[cb:post_like] جملات زیبا
زندگی همینه، 
هم چیز های خوب و هم چیز های بد
 اتفاق میفتن،
 پس از چیزی نترس 





طبقه بندی: جملات زیبا،
برچسب ها: زندگی، جملات زیبا، ترس،

تاریخ : جمعه 15 دی 1396 | 05:28 ب.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات
میتوان ساده زندگی کرد،
ساده زیست و از شادیهای کوچک لذت برد،
فقط کافیست باور داشته باشیم
لذت شادی در داشتن
چیزهای بزرگ نیست...

ظهرتون زیبا


طبقه بندی: جملات زیبا،
برچسب ها: زندگی، ساده زیستن، شادی، ظهرتوم بخیر،

تاریخ : جمعه 17 آذر 1396 | 01:53 ب.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات
تربیت ده قسمت دارد؛
۹ قسمتش به عهده ی مادر خانواده است، آن یک قسمت باقیمانده که از ۹ قسمت مهمتر است به عهده ی پدر است؛

و آن اینست که مرد به مادر خانواده "توجه" کافی داشته باشد.

❤ ❤


برچسب ها: جملات زیبا،

تاریخ : جمعه 3 آذر 1396 | 06:35 ب.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات
‌خدایا
تو که باشى
تمام دورها نزدیک و
تمام ناممکن ها ممکن مى شوند!
گرماى بودنت را از سرماى روزگار
ما نگیر




طبقه بندی: جملات زیبا،
برچسب ها: خدا، خدایا،

تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1396 | 10:18 ب.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات
‌واحد اندازه‌گیری فاصله
متر نیست
"حــال" است ...

حالش را ڪه نداشته باشی
حتی یڪ قدم هم دور است…

#nooshin
حال دلتــون خوبِ خوب



برچسب ها: جملات زیبا،
دنبالک ها: ✰شـــــوک تیـــــــوب✰،

تاریخ : سه شنبه 9 آبان 1396 | 11:37 ب.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات

- چرا هر جور شده میخوای با من ازدواج كنی؟
- اونوقت میتونم هر وقت بخوام ببوسمت

 https://t.me/joinchat/AAAAAEMOp792lnDwuWX7Ng




تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1396 | 12:22 ب.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات


تاریخ : یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 | 10:15 ب.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات




یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید

آیامیتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن، عشقشان را معنا می کنند.

برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین»

را راه بیان عشق عنوان کردند.

شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی»

را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،

داستان کوتاهی تعریف کرد:


ادامه مطلب

ادامه مطلب برچسب ها: داستان،

تاریخ : دوشنبه 22 دی 1393 | 09:26 ق.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات
دیدی نانوا چطور خمیر نان سنگک را پهن می کند و درون تنور می 

گذارد؟ چه اتفاقی می افتد؟! خمیر به سنگها می چسبد!

اما نان هرچه پخته تر می شود، از سنگها راحت تر جدا می شود...



حکایت آدم ها همین است؛

سختیهای این دنیا، حرارت تنور است...و این سختی هاست که 

انسان را پخته تر می کنند...

و هر چه انسان پخته تر می شود سنگ کمتری بخود می گیرد...

سنگها تعلقات دنیایی هستند...

ماشین من، خانه من، کارخانه من....

آنوقت که قرار است نان را از تنور خارج کنند سنگها را از آن می گیرند!



خوشا به حال آنکه در تنور دنیا آنقدر پخته می شود که به هیچ سنگی

نمی چسبد!

تو در زندگی به چه چسبیده ای؟! سنگ وجود تو کدام است؟





تاریخ : دوشنبه 10 آذر 1393 | 09:28 ق.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات

به راستی چه می ماند از آدمی، جز چراغی روشن به راه آیندگان؟

       پس بدانید که:

               راستی بر دروغ چیره خواهد شد ....

               نیکی بر بدی 

                                         پاکی بر پلیدی 

            بخشایش بر انتقام 

                                         آشتی بر جنگ 
             خرد بر جنون               

                                      و راستی بر دروغ ...



برچسب ها: کــوروش کـــبیر،

تاریخ : یکشنبه 18 آبان 1393 | 03:53 ب.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات

دلتان را دریایی کنید...

وقتی دلتان دریایی شد هیچ کس نمی تواند

 به شما اهانت کند.


اگر چشمه های درونی وجود خود را لایروبی کنید

 دریایی می شوید


ودیگر محتاج آبی که از بیرون به شما برسد نخواهید بود...




برچسب ها: جملات زیبا،

تاریخ : سه شنبه 22 مهر 1393 | 05:56 ب.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات
حضرت سلیمان (علیه السلام) گنجشكى را دید كه

 به ماده خود مى گوید:

- چرا از من اطاعت نمى كنى و خواسته هایم را

 به جا نمى آورى؟ اگر بخواهى تمام قبه و

بارگاه سلیمان را با منقارم به دریا بیندازم توان آن را دارم!

سلیمان از گفتار گنجشك خندید و آنها را به نزد خود

 خواست و پرسید:

چگونه مى توانى چنین كارى بزرگى را انجام دهى؟

گنجشك پاسخ داد:

- نمى توانم اى رسول خدا! ولى مرد گاهى مى خواهد

 در مقابل همسرش به خود ببالد

و خویشتن را بزرگ و قدرتمند نشان بدهد از این گونه

حرفها مى زند.

گذشته از اینها عاشق را در گفتار و رفتارش 

نباید ملامت كرد.


سلیمان از گنجشك ماده پرسید:

- چرا از همسرت اطاعت نمى كنى در صورتى كه او تو

 را دوست مى دارد؟

گنجشك ماده پاسخ داد:یا رسول الله!

 او در محبت من راستگو نیست زیرا كه غیر ازمن 

به دیگرى نیز مهر و محبت مى ورزد.

سخن گنجشك چنان در سلیمان اثر بخشید 

كه به گریه افتاد و سخت گریست. آن گاه چهل روز

از مردم كناره گیرى نمود و پیوسته از خداوند

 مى خواست علاقه دیگران را از قلب او

 خارج نموده و محبتش را در دل او خالص گرداند.


 

برچسب ها: داستان کوتاه،

تاریخ : شنبه 5 مهر 1393 | 11:44 ق.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات
خــــدایا‎!!!!!

تو می دانی ما را چه می شود و ما خود نمی دانیم !!!

نجاتمان بده‎ . . . ‎

ای آنکه بی آنکه بگوییم شنیده ای ....


اَنْ تُـسـامِحَنـى وَ تَـرْحَمَنـى...


وَ مَـن یَتَّـقِ اللَّهَ یَجْعَـل لَّـهُ مَخْـرَجـاً

بـا تــو هیـچ کـوچــه ای بــن بستـــــ نیستـــــــ !



برچسب ها: خداوندا،

تاریخ : پنجشنبه 27 شهریور 1393 | 05:11 ب.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات
تاریخ : سه شنبه 18 شهریور 1393 | 11:46 ق.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات
چرا زیاد زیستن آرزوی همه هست

                   ولی خوب زیستن آرمان یک عده معدود؟!



why do a lot of people wish to live long

!?but when it comes to living well,only a few desire it





برچسب ها: آرزو، زندگی،

تاریخ : چهارشنبه 12 شهریور 1393 | 10:22 ق.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات
باور..

یعنی واقعی انگاشتن آن چه که..

به عنوان غیرواقعی شناخته می شد..




برچسب ها: آرتورسی کلارک،

تاریخ : جمعه 7 شهریور 1393 | 10:10 ق.ظ | نویسنده : نوشین | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...