جملات زیبا
تلخی روزگار اینه که خیلی چیزا رو میشه خواست…!! ولی نمیشه داشت…!!!
چهارشنبه 2 آبان 1397 :: نویسنده : نوشین    


Yoυ wιll вe eхαcтly αѕ нαppy αѕ  

yoυ decιde тo вe

تـو دقیقا بـه همون انـدازه شـاد خواهى بـود كـه
 خودت تصمیم میگیرى بـاشى ✨





نوع مطلب :
برچسب ها : جملات زیبا، شادی، شاد بودن،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 آبان 1397 :: نویسنده : نوشین    

به راهی که اکثر مردم می روند شک کن 

اغلب مردم فقط تقلید می کنند

 از متمایز بودن نترس

 انگشت نما بودن بهتر از احمق بودن است  

 (صادق هدایت)





نوع مطلب : جملات زیبا، 
برچسب ها : جملات زیبا، انگیزشی، مثبت، صادق هدایت، مردم،
لینک های مرتبط :


جمعه 18 خرداد 1397 :: نویسنده : نوشین    


یک ترانه می‌تواندلحظه‌ای را تغییر دهد
یک ایده می‌توانددنیایی را عوض‌ کند
یک قدم می‌تواند سفری آغاز کند
یک دعا می‌تواند ناممکن را ممکن کند

همه تحولات از کوچکترین اتفاقات شروع میشود






نوع مطلب : جملات زیبا، 
برچسب ها : جملات زیبا، ایده، ترانه، دعا، سفر،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : نوشین    
گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی،
عشق،
اسارت،
قهر و آشتی،
همه بی معنا بود.

#فریدون_مشیری






نوع مطلب :
برچسب ها : جملات زیبا، گل، فریدون مشیری،
لینک های مرتبط :


جمعه 17 فروردین 1397 :: نویسنده : نوشین    
این همه اندوه بی دلیل برای چیست؟

هیچ چیز همیشگی نیست!

فردا که بیاید، امروز فراموش شده است ...








نوع مطلب : جملات زیبا، 
برچسب ها : جملات زیبا،
لینک های مرتبط :


جمعه 17 آذر 1396 :: نویسنده : نوشین    
میتوان ساده زندگی کرد،
ساده زیست و از شادیهای کوچک لذت برد،
فقط کافیست باور داشته باشیم
لذت شادی در داشتن
چیزهای بزرگ نیست...

ظهرتون زیبا



نوع مطلب : جملات زیبا، 
برچسب ها : زندگی، ساده زیستن، شادی، ظهرتوم بخیر،
لینک های مرتبط :






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 دی 1393 :: نویسنده : نوشین    
ک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید

آیامیتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن، عشقشان را معنا می کنند.

برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین»

را راه بیان عشق عنوان کردند.

شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی»

را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،

داستان کوتاهی تعریف کرد:


ادامه مطلب


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : داستان،
لینک های مرتبط :


دیدی نانوا چطور خمیر نان سنگک را پهن می کند و درون تنور می 

گذارد؟ چه اتفاقی می افتد؟! خمیر به سنگها می چسبد!

اما نان هرچه پخته تر می شود، از سنگها راحت تر جدا می شود...



حکایت آدم ها همین است؛

سختیهای این دنیا، حرارت تنور است...و این سختی هاست که 

انسان را پخته تر می کنند...

و هر چه انسان پخته تر می شود سنگ کمتری بخود می گیرد...

سنگها تعلقات دنیایی هستند...

ماشین من، خانه من، کارخانه من....

آنوقت که قرار است نان را از تنور خارج کنند سنگها را از آن می گیرند!



خوشا به حال آنکه در تنور دنیا آنقدر پخته می شود که به هیچ سنگی

نمی چسبد!

تو در زندگی به چه چسبیده ای؟! سنگ وجود تو کدام است؟







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 18 آبان 1393 :: نویسنده : نوشین    


به راستی چه می ماند از آدمی، جز چراغی روشن به راه آیندگان؟

       پس بدانید که:
          راستی بر دروغ چیره خواهد شد ....

               نیکی بر بدی 

                                         پاکی بر پلیدی 

            بخشایش بر انتقام 

                                         آشتی بر جنگ 
             خرد بر جنون               

                                      و راستی بر دروغ ...






نوع مطلب :
برچسب ها : کــوروش کـــبیر،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 مهر 1393 :: نویسنده : نوشین    

دلتان را دریایی کنید...

وقتی دلتان دریایی شد هیچ کس نمی تواند

 به شما اهانت کند.


اگر چشمه های درونی وجود خود را لایروبی کنید

 دریایی می شوید


ودیگر محتاج آبی که از بیرون به شما برسد نخواهید بود...







نوع مطلب :
برچسب ها : جملات زیبا،
لینک های مرتبط :


شنبه 5 مهر 1393 :: نویسنده : نوشین    
حضرت سلیمان (علیه السلام) گنجشكى را دید كه

 به ماده خود مى گوید:

- چرا از من اطاعت نمى كنى و خواسته هایم را

 به جا نمى آورى؟ اگر بخواهى تمام قبه و

بارگاه سلیمان را با منقارم به دریا بیندازم توان آن را دارم!

سلیمان از گفتار گنجشك خندید و آنها را به نزد خود

 خواست و پرسید:

چگونه مى توانى چنین كارى بزرگى را انجام دهى؟

گنجشك پاسخ داد:

- نمى توانم اى رسول خدا! ولى مرد گاهى مى خواهد

 در مقابل همسرش به خود ببالد

و خویشتن را بزرگ و قدرتمند نشان بدهد از این گونه

حرفها مى زند.

گذشته از اینها عاشق را در گفتار و رفتارش 

نباید ملامت كرد.


سلیمان از گنجشك ماده پرسید:

- چرا از همسرت اطاعت نمى كنى در صورتى كه او تو

 را دوست مى دارد؟

گنجشك ماده پاسخ داد:یا رسول الله!

 او در محبت من راستگو نیست زیرا كه غیر ازمن 

به دیگرى نیز مهر و محبت مى ورزد.

سخن گنجشك چنان در سلیمان اثر بخشید 

كه به گریه افتاد و سخت گریست. آن گاه چهل روز

از مردم كناره گیرى نمود و پیوسته از خداوند

 مى خواست علاقه دیگران را از قلب او

 خارج نموده و محبتش را در دل او خالص گرداند.


 




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 16 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

♥به نام خــــدایی

که همین نزدیکیست♥

۩ஜنظر بدید یادتون نره....ஜ۩

سلام به دوستای خوبم خوش اومدین...

هر شعر یا جمله ای که به نظرم قشنگ

باشه میذارم اینجا،

تا شمام مثه من با خوندنشون لذت ببرین :)

"کپی از مطالب هم آزاد هست"

18 مهر 92 تولد وبلاگم⁦;-)⁩

مدیر وبلاگ : نوشین
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
دوستان گلم پیشنهادتون برای تغییر وبم چی هست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

go Up