جملات زیبا
تلخی روزگار اینه که خیلی چیزا رو میشه خواست…!! ولی نمیشه داشت…!!!
درباره وبلاگ


♥به نام خــــدایی

که همین نزدیکیست♥

۩ஜنظر بدید یادتون نره....ஜ۩

سلام به دوستای خوبم خوش اومدین...

هر شعر یا جمله ای که به نظرم قشنگ

باشه میذارم اینجا،

تا شمام مثه من با خوندنشون لذت ببرین :)

"کپی از مطالب هم آزاد هست"

❀◕ ‿ ◕❀

منتظر نظرات شما هستم(◕‿-)

18 مهر تولد وبمه

g+1 کلیک کنید منو محبوب کنید ممنونم

ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ
مدیر وبلاگ : نوشین



Online User
go Up
با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید



نویسندگان
نوشین (179)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
سه شنبه 24 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
زمان

برای آنهایی که در انتظارند آهسته است

برای آنهایی که نگرانند سریع است

برای آنهایی که غمگینند طولانیست

برای آنهایی که شادند کوتاه است

ولی برای آنهایی که عاشقند وجود ندارد !

“هنری ون دایک”








نوع مطلب :
برچسب ها : هنری ون دایک،
دوشنبه 23 دی 1392 :: نویسنده : نوشین








نوع مطلب :
برچسب ها : جملات تصویری،
دوشنبه 23 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
سخت ترین دوراهی ،

دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است

گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که:

 باید منتظر می ماندی

و گاهی آن قدر منتظر میمانی که:

 می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی !







نوع مطلب :
برچسب ها : انتظار،
یکشنبه 22 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
 حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی ..

یکی که بهش اعتماد داری ..

بهت اعتماد داره ..

از دلتنگی‌هاش برات میگه ..

از دلتنگی‌هات براش میگی ..

آروم میشه ..

آروم میشی ..

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه ..

این حس مثل قطره‌های بارون پاکه ...!!!







نوع مطلب :
برچسب ها : عاشقانه، اعتماد،
شنبه 21 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
واقعیت این است که هر کسی آزرده ات خواهد کرد ؛

 فقط باید کسانی را پیدا کنی.

 که ارزش تحمل رنج را داشته باشند !

“باب مارلی”







نوع مطلب :
برچسب ها : باب مارلی،
شنبه 21 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
می گویند:

برای کلبه کوچک دوستانت چراغی آرزو کن 

قطعا حوالی خانه تو نیز روشن خواهد شد.

من, خورشید را برای خانه دلت آرزو می کنم

تا هم گرم باشد هم سرشار از روشنایی.  









نوع مطلب :
برچسب ها : جملات زیبا،
جمعه 20 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
آنچه در قلب خود می‏پرورانیم،

همان است که در زندگی آن دنیا در دستان خود داریم.

 






نوع مطلب :
برچسب ها : جملات زیبا،
جمعه 20 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
پروانه های خشكت را وقتی نشانم دادی

از دوست داشتن بیش از اندازه تو ترسیدم

( حسین پناهی )









نوع مطلب :
برچسب ها : حسین پناهی،
جمعه 20 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
دیگران را ببخش !

نه فقط برای اینکه آن ها لایق بخشش اند

همچنین به این خاطر که شما لایق آرامش هستید...







نوع مطلب :
برچسب ها : جملات زیبا،
پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
 مردی كه ادعا می كند،

 دیگر اعتقادی به عشق ندارد؛ 

كسی است كه دیگر عشق به او اعتمادی ندارد.

((مارس كرانشه))







نوع مطلب :
برچسب ها : مارس کرانشه،
پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
بچه که بودیم 

بستنی مان را گاز می زدند,

قیامت به پا می کردیم.

چه بیهوده بزرگ شدیم,

روحمان را گاز می زنند می خندیم .... !!







نوع مطلب :
برچسب ها : لبخند،
چهارشنبه 18 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
ایمان داشته باش

که کمترین مهربانی ها

از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند

پس چگونه فراموش خواهی شد

تو که پیشه ات مهربانی است . . . ؟







نوع مطلب :
برچسب ها : جملات زیبا،
چهارشنبه 18 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
If i could pull down the rainbow

I would write your name on it and put it back in the sky

To let everybody know how colourful  my life is with a friend

like you 

اگه میتونستم رنگین کمون رو پایین بیارم

اسمتو روش مینوشتم و میزاشتم توی آسمون

تا همه بفهمن که زندگی من 

با داشتن دوستی مثل تو چقدر رنگارنگه !!








نوع مطلب :
برچسب ها : عاشقانه، دوست،
سه شنبه 17 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
 بهشت همین جاست ، 

لازم نیست راه خود را دور کنی

     بهشت یعنی کمک کردن به دیگران

     پس قدمی در جهت شادی دیگران برداریم

   حتی با یک لبخند

    یک سلام گرم

یک تماس

یک پیام

 یک دلداری

یک دعا








نوع مطلب :
برچسب ها : جملات زیبا، لبخند،
دوشنبه 16 دی 1392 :: نویسنده : نوشین
احتیاجی به تسبیح نیست ،

دستانت را که به من بدهی !

با انگشتانت ذکر “دوست داشتن” می دهم . . . !








نوع مطلب :
برچسب ها : عاشقانه،
یکشنبه 15 دی 1392 :: نویسنده : نوشین

یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است

سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند

سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته

و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد

وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست،

 احتمالا اهل آفریقا (با توجه …به قیافه‌اش)، آنجا نشسته 

و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست! بلافاصله پس از دیدن این صحنه،

 زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند.



رو ادامه مطلب کلیک کن



نوع مطلب :
برچسب ها : داستان،


( کل صفحات : 12 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
 

.

.