جملات زیبا
تلخی روزگار اینه که خیلی چیزا رو میشه خواست…!! ولی نمیشه داشت…!!!
شنبه 5 مهر 1393 :: نویسنده : نوشین    
حضرت سلیمان (علیه السلام) گنجشكى را دید كه

 به ماده خود مى گوید:

- چرا از من اطاعت نمى كنى و خواسته هایم را

 به جا نمى آورى؟ اگر بخواهى تمام قبه و

بارگاه سلیمان را با منقارم به دریا بیندازم توان آن را دارم!

سلیمان از گفتار گنجشك خندید و آنها را به نزد خود

 خواست و پرسید:

چگونه مى توانى چنین كارى بزرگى را انجام دهى؟

گنجشك پاسخ داد:

- نمى توانم اى رسول خدا! ولى مرد گاهى مى خواهد

 در مقابل همسرش به خود ببالد

و خویشتن را بزرگ و قدرتمند نشان بدهد از این گونه

حرفها مى زند.

گذشته از اینها عاشق را در گفتار و رفتارش 

نباید ملامت كرد.


سلیمان از گنجشك ماده پرسید:

- چرا از همسرت اطاعت نمى كنى در صورتى كه او تو

 را دوست مى دارد؟

گنجشك ماده پاسخ داد:یا رسول الله!

 او در محبت من راستگو نیست زیرا كه غیر ازمن 

به دیگرى نیز مهر و محبت مى ورزد.

سخن گنجشك چنان در سلیمان اثر بخشید 

كه به گریه افتاد و سخت گریست. آن گاه چهل روز

از مردم كناره گیرى نمود و پیوسته از خداوند

 مى خواست علاقه دیگران را از قلب او

 خارج نموده و محبتش را در دل او خالص گرداند.


 




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت 07 و 43 دقیقه و 43 ثانیه
I`m not that much of a online reader to be honest but your blogs really nice , keep it up ! I`ii go ahead and bookmark your site to come back later. all the best .
شنبه 1 دی 1397 ساعت 19 و 22 دقیقه و 22 ثانیه
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 22 و 05 دقیقه و 08 ثانیه
Ahaa, its good dialogue regarding this article here at this website, I have
read all that, so at this time me also commenting here.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 12 و 45 دقیقه و 28 ثانیه
Great post. I used to be checking constantly this blog and I am
impressed! Very useful information specially the final
part :) I deal with such info a lot. I used to be looking for this certain information for
a long time. Thank you and good luck.
سه شنبه 29 فروردین 1396 ساعت 20 و 27 دقیقه و 02 ثانیه
Thanks for your marvelous posting! I genuinely enjoyed reading it, you may be a great author.
I will always bookmark your blog and will eventually come back sometime soon. I want to
encourage yourself to continue your great work, have a nice evening!
سه شنبه 22 فروردین 1396 ساعت 08 و 17 دقیقه و 30 ثانیه
I loved as much as you'll receive carried out right here. The sketch is attractive, your authored material
stylish. nonetheless, you command get got an nervousness
over that you wish be delivering the following. unwell unquestionably come further formerly
again since exactly the same nearly a lot often inside case you shield this hike.
دوشنبه 21 فروردین 1396 ساعت 18 و 38 دقیقه و 19 ثانیه
Hey! This is my first visit to your blog! We are a team of volunteers and starting a new project in a community in the same niche.
Your blog provided us useful information to work on. You have done
a outstanding job!
دوشنبه 21 فروردین 1396 ساعت 12 و 26 دقیقه و 39 ثانیه
I'm impressed, I have to admit. Seldom do I encounter a blog that's equally educative and entertaining, and without a doubt, you have hit the nail on the head.
The issue is something that too few folks are speaking intelligently about.

I'm very happy I came across this in my search for something relating to this.
چهارشنبه 26 فروردین 1394 ساعت 19 و 29 دقیقه و 47 ثانیه
حضرت امام جواد الائمه علیه السلام :
ثَلاثٌ مَن کُنَّ فِیهِ لَم یَندَم: تَرکُ العَجَلة ، وَ المَشوِرَة ، وَ التَّوَکُلُ عَلَی اللهِ عِندَ العَزمِ؛
سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد :
1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت کردن ، 3 - و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری .
مسند الامام الجواد ، ص 247
سلام باعث افتخاره به وبم سربزنید
اگر هم تمایل به لینک داشتید
بنده درخدمتم ، موفق باشید .

بسیار زیبا و اثر گذار برایم بود . موفق باشید .
چهارشنبه 10 دی 1393 ساعت 19 و 53 دقیقه و 00 ثانیه
سلام اجی خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ببخشید که کم کم سر میزنما سال نو مبارک.دیگه به ما سر نمیزنی؟مطالبت عین همیشه عالین
نوشین

ممنونم عزیزم من به شما سر میزنم مطالبتو میخونم
پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 13 و 12 دقیقه و 17 ثانیه
جالب بود
نوشین

یکشنبه 18 آبان 1393 ساعت 12 و 26 دقیقه و 52 ثانیه
سلام نوشین خانم
اتفاقیبه وبلاگتون اومدم
و داستان گنجشک را خوندم
داستان زیبایی بود
و خیلی تاثیر گذار
من هم در زمینه جملات زیبای دو زبانه فعالیت می کنم
لطفا ما را با نام جملات زیبا دوزبانه لینک کنید
و اطلاع بدید شما را با چه عنوانی لینک کنیم
موفق و پیروز باشید
نوشین

دوشنبه 12 آبان 1393 ساعت 09 و 22 دقیقه و 44 ثانیه
فقط یه نظر؟
عزیزم تروخدا بیشتر نظر بده
کمکم کن میخوام نظراتم 1380 تا بشه
جبران میکنم
نوشین

چهارشنبه 7 آبان 1393 ساعت 11 و 34 دقیقه و 36 ثانیه
بله میتونی ببوسی
نوشین

دوشنبه 5 آبان 1393 ساعت 23 و 35 دقیقه و 09 ثانیه
خندیدن، خوب است

قهقهه، عالی است

گریستن، آدم را آرام می کند

اما…

لعنت بر بغض!

دوشنبه 5 آبان 1393 ساعت 23 و 34 دقیقه و 47 ثانیه
سلام دوست خوبم خوبی؟
نوشین

ممنونم شما چطوری؟
جمعه 2 آبان 1393 ساعت 15 و 28 دقیقه و 27 ثانیه
سرهنگ: اسمت چیه ؟
سرباز: ممد
سرهنگ: این چیه دستت ؟
سرباز: تفنگ
سرهنگ: تفنگ ؟ این مملکتته , آبروته , زندگیته , شرافتته , خواهرته , مادرته , و ….
سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه ؟
سرباز: اصغر
سرهنگ: این چیه دستت ؟
سرباز : این خوار مادر ممده !




سه شنبه 22 مهر 1393 ساعت 11 و 32 دقیقه و 23 ثانیه
چرا دیگه مطلب جدید نمیذاری نوشین جان؟
راست گفتند که:
هیچ وقت قرصهایی که حال آدم را خوب میکنند ...
جای "خوب هایی" که حال آدم را قرص میکنند نمی گیرند.
نوشین

ببخش عزیزم چند روزی درگیر بودم نتونستم .

واقعا عزیزم
دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 13 و 21 دقیقه و 36 ثانیه
این روزها

دلم اصرار دارد فریاد بزند!
اما من جلوی دهانش را میگیرم
وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!


این روزها
من
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام !

تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود...
دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 13 و 19 دقیقه و 01 ثانیه
قدر لحظه ها را بدان

زمانی می رسد که تو دیگر قادر نیستـــــی بگویـــــی :

جبــــــران مـــــی کنم …
دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 13 و 18 دقیقه و 34 ثانیه
باور کن هیچ چیزی در این دنیا **
ارزشی بالاتر از این نداردکه**
غمی را از دل زدودن و **
لبی را به خنده وا کردن.*
دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 13 و 17 دقیقه و 10 ثانیه
ﻣــﺮﺩ ﺑــﺎﯾـﺪ
ﺣــﺮﻓـﺶ...
ﻗــﻮﻟــﺶ...
ﻓــﮑــﺮﺵ ...
ﻧـﮕـﺎﻫـﺶ...
... ﻗـﻠـﺒـﺶ...
ﻭ ...
ﺁﻧــﻘــﺪﺭ ﻣــﺮﺩﺍﻧــﻪ ﺑﺎﺷﺪ...
ﮐـﻪ ﺑـﺘـﻮﺍﻥ ﺗﺎ ﺑـﯿـﻨﻬـﺎﯾــﺖ ﺩﻧـﯿــﺎ...
ﺑـﻪ ﺍﻭ ﺍﻋـﺘــﻤــﺎﺩ ﮐــﺮﺩ ...
دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 13 و 16 دقیقه و 37 ثانیه
یک روز خواهی آمد
کاش بدانی
بهار ، هیچ گل مرده ای را زنده نمی کند !
دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 09 و 48 دقیقه و 40 ثانیه
خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست

هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست

عید غدیر مبارک
نوشین

یکشنبه 20 مهر 1393 ساعت 09 و 13 دقیقه و 36 ثانیه
شبی در محفلی ذکر علی بود،
شنیدم عارفی فرزانه فرمود،
اگر آتش به زیر پوست داری،
نسوزی گر علی را دوست داری.
عید سعید غدیر خم مبارک باد...
نوشین

یکشنبه 20 مهر 1393 ساعت 09 و 02 دقیقه و 50 ثانیه
همیشه

رو به سمت ماه به خانه بر می گردم.

دلتنگ،

که نه

این دل همیشه هوای ماه تو می کند.

نسیم،

صدای توست

که در گوش من آشناست

وباران،

زلالی تو

که می نوشمت.

برف هم که ببارد،

گرمای نوازش دستان توبیاد خواهد افتاد.

یکشنبه 20 مهر 1393 ساعت 08 و 53 دقیقه و 24 ثانیه
وقتی نام کوچک او را
در حضور من بر زبان می آورند .
از کنار هیزمی خاکستر شده
از گذرگاه جنگلی میگذرم
بادی نرم و نابهنگام میوزد
و قلب من در آن
خبرهایی از دوردست ها میشنود، خبرهای بد !
او زنده است ... نفس میکشد !
اما ... غمی به دل ندارد ...


یکشنبه 20 مهر 1393 ساعت 08 و 48 دقیقه و 06 ثانیه
ﺩﻧﯿﺎ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﯾﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺻﺎﻑ ﻭ ﯾﮑﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩﻧﺪ !!

ﺑﯿﺸﻤﺎﺭﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺸﺎﻥ ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ …

ﺍﺩﻋﺎﯾﺸﺎﻥ ﺁﺩﻣﯿﺖ …

ﮐﻼﻣﺸﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ …

ﺭﻓﺘﺎﺭﺷﺎﻥ ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ …

ﺣﺎﻝ، ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﯾﮑﯽ ﮔﺸﺖ ﮐﻪ

ﻧﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ …

ﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ …

ﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺭﻓﯿﻖ ﺻﻤﯿﻤﯽ ……

ﺗﻨﻬﺎ ﺻﺎﻑ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺻﺎﺩﻕ …

ﭘﺸﺖ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﺧﻨﺠﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﯾﺪﻥ …

ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻮﯾﺪ …

ﻓﻘﻂ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ : ﺻﺎﻑ ﻭ ﯾﮑﺮﻧﮓ





شنبه 19 مهر 1393 ساعت 18 و 13 دقیقه و 58 ثانیه
دلت را سپردی به من و وعده همیشگی دادی،
گفتی که با من همیشه چشمه زلال عشق در قلبت میجوشد؛
گفتی همیشه آرامی همیشه به امید بودنم زنده میمانی؛
مدتی است که روزها، سرد گذشته؛از سردی هوا، آب چشمه ی عشقت یخ بسته؛
رگهای قلبم بی آب است به یک کویر خشک رسیدن هم بهتر از باریدن باران است؛
فصل عشق تو، رو به خزان است با تو بودن مثل رفتن به سوی یک کلبه ی بی نام و نشان است؛
بی خیال، از عشق نگو برایم بهانه ات را بیاور که منتظر شنیدن آنم؛
تو هنوز کتاب عشق را نخوانده ای و آمده ای به سراغ صفحه آخرش،
هنوز باران عشق را ندیده ای و زیر آسمان آفتابی نشسته ای به انتظار باریدنش؛
اول بیا و بعد بگو میخواهی بروی تو هنوز نیامده داری میروی؛
اگر این است امروز تو ،وای به حال فردایت دیگر حوصله ندارم سر کنم با غمهایت؛
بارها رفتی و خودم آمدم به سراغت، اینبار دگر حتی نمینشینم چشم به راهت؛
باور اینکه تو از خوبها نیستی برایت بسی دشوار است اما این دست خودت نیست تو همینی؛
دیدنت حالم را خراب میکند ،زین پس به جای تو با تنهایی قرار میگذارم،
اینگونه قلبم با تنهایی روزهایش را فردا میکند؛
دلت به حالم نسوزد،اینک این حال من است که سوخته، چشمهای خیسم،
به انتهای جاده ای که تو را در آن ندارد چشم دوخته و میشمارد
ثانیه هایی که از رویاهایم فراری اند؛
به جای نفس آه میکشم و به جای غم حسرت میخورم ؛خاطره هایم را جا میگذارم
و دیگر جای قدمهایت پا نمیگذارم
شنبه 19 مهر 1393 ساعت 18 و 13 دقیقه و 39 ثانیه
پاییز پنجره ای ست
که از اتاق من
به هوای تو باز می شود...
کامران رسول زاده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

♥به نام خــــدایی

که همین نزدیکیست♥

۩ஜنظر بدید یادتون نره....ஜ۩

سلام به دوستای خوبم خوش اومدین...

هر شعر یا جمله ای که به نظرم قشنگ

باشه میذارم اینجا،

تا شمام مثه من با خوندنشون لذت ببرین :)

"کپی از مطالب هم آزاد هست"

18 مهر 92 تولد وبلاگم⁦;-)⁩

مدیر وبلاگ : نوشین
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
دوستان گلم پیشنهادتون برای تغییر وبم چی هست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

go Up